ما رو باش که چی فکر میکردیمو چی شد.......
چرا ما بعضی وقت ها خیلی بد میشیم.
روز و شب میان میرن.دیگه نفس کشیدن هم حرومه.......
ما رو باااااااااااااااااااااااااااااااااش
چه کسی باور کرد کویر دل مرا؟
![]()
عاجزانه ................................با صداقت![]()
![]()
![]()
عاشقانه ..................................تا قیامت![]()
![]()
![]()
خالصانه ................................. بی بهانه![]()
![]()

پرواز در هوای خيال تو ديدنی ست
حرفی بزن که موج صدايت شنيدنی ست
شعر زلال جوشش احساس های من
از موج دلنشين کلام تو چيدنی ست
يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است
اين قطره هم به شوق نگاهت چکيدنی ست
خم شد- شکست پشت دل نازکم ولی
بار غمت ـ عزيز تر از جان ـ کشيدنی ست
من در فضای خلوت تو خيمه می زنم
طعم صدای خلوت پاکت چشيدنی ست
تا اوج ، راهی ام به تماشای من بيا
با بالهای عشق تو پرواز ديدنی ست

آن دم که با توام، همه عالم ازان من
آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب
میریزد آبشار غزل از زبان من
آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها
سیمرغ کی رسد به بلندآسمان من
بنگر طلوع خندهی خورشید بر لبم
زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!
با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟
خود خواندهای به گوش من این، مهربان من
تا اینجا که اومدم خیلی خیلی خیلی تحمل کردم.فقط تحمل کردم.اولاش اعتراض میکردم ولی مدتیه اعتراضی از من نمیشنوید.
آتش زیر خاکستری هستم که اگر کسی قدرت پیدا کنه و بخواد آتیش زیر خاکستر رو خاموش کنه با دودی
که با نابودی من بلد میشه کورش میکنم.
نمیدونی خیلی هواتو کردم.اگه پیشه خودت فکر کنی میتونی به یه استدلال خوب برسی.
من ترسیدم ولی راهی شدم.همینو میدونم که رو سیاه نیستم.نمیخوام پیش تو هم رو سیاه بشم.
اگه راستشو بخوای ازت میترسم.خیلی میترسم.از دل پاک و کوچیکت میترسم.
چون بهش ایمان دارم میترسم.میتونه مثل رعد و برق شدید هر جای دنیا که باشم به وجودم بخوره و نابودم کنه.
همیشه همه چیز برام دردناک بوده ولی با این همه همیشه همه جا خندیدم.همیشه غرورمو حفظ کردم.
برای خوب بودن تمرین کردم.حالا هم برای یه چیزه دیگه دارم تمرین میکنم.
دله کوچیک و پاکتو دوست دارم.از اینکه اولین کسی هستم که تو رو پیدا کرده خوشحالم.
از اینکه شاید برام خاطره شیرین و تلخ بشی خوشحالم و گریه میکنم.
ستاره ها میگن قرغ نوری.من سیاهم.نور بهم نمیرسه.ولی کنار نور بودن لذت داره.
تو و فاصله به هم چی میگید؟
هیچی از این دنیا و زندگی ندارم.خودم و خودم.درس میخونم اونم با هزینه.......*همین/
خدا شاید ناشکرم.نمیدونم.
به صدای من کمی گوش بده به دل خسته و خاموش من دل بده

اولش فکر نمیکردم اینطوری بشم.میگن یه راه دشوار برای هرگز نرسیدنه.
حالا تکلیفم چیه؟باید چه کار کنم.همین طوری برای یه هدف بی ارزش که معلوم نیست آخرش چی میشه باید بدوم. باورم نمیشه که دارم زندگی میکنم.
کاش اینقدر دلتنگ نبودم عزیزم.کاش میشد خودمو کنترل کنم که اسمم بد نره.میترسم.
میترسم .اصلا حوصله این روزگار وحشی رو ندارم.زود خسته شدم.
فقط من از اینجا میرم فکر نکنم...................... نه آسمون زمین میاد نه ابری بارونی میشه


اگر نامه ای منویسی به خورشید.سلام من را نیز بنویس.سلام من را از دل نومید.
سلام مرا با اگر و آیا و چرا...........................
نامه ای به کویر دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووور
کویر هنوز در قلب من.........نامه ای پر از شوق فردا.از روزنه آرزوها
بمیرم تا که اون روزو نبینم. تو چشمات نازنینم سایه غم.
همه بهارو بعد از تو شناختم.شب یلدا رو از موهای تو ساختم.
تو خورشیدی که شب رو میسوزوندی.تو برکه رو به دریا میرسونی.
بزار منت به من ای بهترینم.که مثل خاک به زیر پات بشینم .
به درگاه خدا من چه کردم که.................................
